الملا فتح الله الكاشاني
32
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
متهالك و حريص است بر ازدياد آن و خايف بر انتقاص آن و متاسف و مغموم بر فوت و نقص آن بخلاف مؤمن كه طالب آخرتست چه او به جهت آنكه متحليست بحليهء تسليم و رضا و صبر و قناعت و توكل بر او سبحانه حق تعالى اسباب رزق را بسماحت و سهولت به او مىرساند و توفيق ميدهد او را در معيشة واقع و رافع كما قال عز و جل فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً و قوله تعالى وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ و قوله وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه فَهُوَ حَسْبُه و قوله وَأَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً و قوله اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً و فى الحديث القدسى يا دنيا اخدمى من خدمنى و اتبعى من تبعك از سعيد ابن حبير مرويست كه با دين قناعتست و خورسندى و توكل هر كه از دين اعراض كند قناعت از او بستانند و هرگز سير نگردد و اگر چه همهء دنيا به تصرف در آورد و گاه هست كه حقتعالى بشامت كفر روزى را بر كافر تنك ميگرداند و ببركت ايمان توسيع رزق مؤمن ميفرمايد كما قال وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ و قوله وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَالإِنْجِيلَ و لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا الايه و اگر چنانچه حقتعالى بر كافر روزى را فراخ ميگرداند وى بر خود تنك گيرى مىكند و بفراغت خواطر آن را صرف نميكند و بمعيشت تنك مىگذراند و ابو هريره از رسول ( ص ) روايت كرده در تفسير اين آيه كه مراد بمعيشت تنك عذاب قبر است و فشارش و تنگى آن و ابو سعيد خدرى نيز گفته كه معيشت ضنك آنست كه چون بنده را در قبر نهند قبر بر وى تنك شود بر وجهى كه همهء استخوانهاى پهلويش از يكديگر بدر روند نود و نه اژدها را بر او مسلط گرداند كه هر يكى را هفت سر باشد تا او را ميگزند و ميدرند و ميخورند تا روز حشر و اگر يكى از آن اژدها يك دم در زمين دمد هرگز زمين نبات نروياند و از ضحاك مرويست كه مراد بمعيشت ضنك كسب حرامست و مشغول به عمل بد ابن عباس فرموده كه مراد آنست كه هر بندهء از بندگان كه مالى داشته باشد از وجه حرام هرگز از آن خير دنيا و آخرت نه بيند خواه اندك و خواه بسيار و دايم در پريشانى و سرگردانى اوقات گذراند نه آنكه معنى آيه اين باشد كه هر كه از ذكر خدا و راه حق عدول كند بر او تنك شود چه بسيار كافر هست گه معيشت بر او فراختر است از مؤمن پس حقيقت معنى آنست كه آنان كه بقيامت ايمان ندارند هر خرجى كه ميكنند غرامت ايشان باشد و بر آن ثوابى نيابند و طمع عوض نداشته باشند پس آن انفاق بر ايشان سخت باشد و هميشه بسبب آن مغموم و پريشان باشند يا اينكه مراد آن باشد كه ابواب خيرات بر او تنك باشد چه آن را در غير مرضات اللَّه صرف نمايد و نزد حسن و ابن زيد معيشت ضنك ضريع و زقوم دوزخست چه آن مآل و معرض و مرجع او است * ( وَنَحْشُرُه ) * و حشر كنيم آن معرض را * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز